ما همه نابغه های کوچک هستيم. همه ما از طرف عوام ناديده گرفته شديم. به خاطر تواضع و تنبليمون(نابغه ها همه تنبلند) کسی تا به حال ما را جدی نگرفته. اصلا همه کارهای مهم دنيا رو ما ميتونستيم انجام بديم حيف که به ما محول نشد. ما همه چيز بلديم و هر چيزی که بلد نيستسم چيز هجو و بی فايده ای است که آدمهای کم هوش فقط ميتونن از اون لذت ببرند. ما چون بزرگيم دردهای بزرگ داريم و اصلا يعنی که چی که يه آدم نابغه فکر کنه که کسی رو دوست داره و دلتنگی کنه و احساس نياز بکنه! ما همه مساله هامون رو خودمون حل ميکنيم. با کسی مشورت نميکنيم چون عقل خودمون از همه بيشتره. ما اصلا لزومی نميبينيم برای آدمای کم هوش خودمون رو معرفی کنيم برای همين ما در انزوا٬ ساکت٬ مهجور وعصبانی هستيم . ما نابغه های فراموش شده هستيم.

اينها فکرهايی است که پس ذهن آدمهای اطراف من و خود من هست. قبول اينکه اينها رو ته ذهنم قبول دارم منو ميترسونه.ميخوام انکارشون کنم ولی حسشون ميکنم بدبختانه.

  
نویسنده : فرزانه ; ساعت ٤:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/٧/۱٠