عکس

مدام چپ و راست ميشود با صورتی گل انداخته روبروی دوربين می ايستد و عکس می گيرد و عکس ميگيرد. هر بار چهل تا عکس . ساعتها مينشيند پشت کامپيوتر و با وسواس عکس انتخاب ميکند، سياه سفيد ميکند ٬ميبرد، اضافه ميکند ٬حرف ميزند و حرف ميزند و نظر ميخواهد.

من... هر سال با هفت سين يکی دو عکس دسته جمعی ميگيرم. هر بار يادم هست سرم را بالا بگيرم و با دوربين مهربان باشم و هر بار سرم پايين است و کج و چشمانم چون چشمان حيوانی گريخته از دام وحشی و بی اعتماد.

عکسهای من گم ميشود لابلای صدها عکس او ٬عکس های من  هيچگاه با هيچ نامه ای به هيچ آدرسی فرستاده نميشود

  
نویسنده : فرزانه ; ساعت ۳:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۱/۱٩