ميخواهم خواب شوم در شب چشمانت

تو که رويش انديشه ات را به روی من بسته ای.

ميخواهم نوای هيچ تو باشم در شبهای بی مهمانی ات

هر چند صدايم شبيه حزن تنهای ات بلرزد آرام

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

اين حرفها مال خيلی وقت پيش است. يعنی  يا اوضاع تو روبراه شده يا من ديگه نميخوام سيال بشم. يا نميتونم سيال بشم يا... همه چيز فرق کرده و من دلتنگ بلاهت اون احساسهام.

  
نویسنده : فرزانه ; ساعت ۳:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۳/۳٠