دلتنگی2

خانم محمدی کم دانشگاه می آمد. هروقت هم می آمد کم پیش می آمد برای نهار بماند. اما هروقت که برای نهار می ماند برای حداقل دو نفر غذا می آورد و کسی را مهمان سفره اش می کرد و می گفت "یک نفر غذا خوردن به آدم نمی چسبه!". آنوقت این حرفش چندان برایم ملموس نبود اما حالا که هر شب تنها سر سفره کوچکم می نشینم، عجیب صدایش در گوشم زمزمه می کند. راست می گفت.       

/ 1 نظر / 2 بازدید

سلام. فرزانه جان خیلی دلم برایت تنگ شده خوشحالم که بیشتر می نویسی. بزودی برات زنگ می زنم اگه علی زود بخوابه.