دلهره

رعد و برق می زند و تمام وحشت موشک باران های دوران کودکی مثل برق از دلم و از ذهنم می گذرد. دل شوره می گیرم و مدام با خودم زمزمه می کنم صدام مرده است. اینجا هم سرزمینی است که هزارها کیلومتر و صدها سال از جنگ و زلزله فاصله گرفته است.

/ 3 نظر / 12 بازدید
سحر

هر ثانیه که میگذرد چیزی از تورا با خود میبرد زمان غارتگر غریبی است.... همه چیز را بدون اجازه ام میبرد وتنها یک چیز را همیشه فراموش میکند احساس دوست داشتن تورا....؟؟؟ سلام روزت بخير مهربون...به خونه قشنگت سرزدم و لذت بردم..دلم نيومد يه ردپا از خودم به جا نزارم...دوست داشتي قدم به خونه دل من بزار و به منم سربزن ..در كلبه من براي شما دوست مهربون باز.راستي لينك آموزش ماساژ و فيلمهاي ترسناك هم پايين نظرات وبلاگ برات گذاشتم.....منتظرتم روز پاييزي قشنگي رو پيش رو داشته باشي[گل]

وقتی رعد و برق می‌زنه همراهش احساس بیم و امید به انسان دست می‌ده. این احساس خیلی شور انگیزه.

عاطفه

دلم برات یک دنیا تنگ شده! خیلی زیااااااااااااادددددددد! دوست دارم [ماچ]