شب یلدا با تاخیر!

دو هفته پیش یعنی شب اول تیرماه آغاز فصل زمستان در نیمکره جنوبی بود و بنابر رسوم ایرانی شب یلدا محسوب می شد. ما هم فرصت را از دست ندادیم و 3 دوست غیرایرانی مان را به شب یلدامان دعوت کردیم. البته تعداد دعوت شدگان بیشتر بود. اما چون این مراسم برای آنها معنی خاصی نمی داد تنها 3 نفر برنامه های وسط هفته شان را برای ما تغییر دادند. برای شب یلدا شیربرنج پختم که از قضا خوب هم از آب درآمد. هندوانه و آجیل هم که بود. انار اینجا برخلاف سایر میوه ها بسیار گران است که اصلا این بارنبود نه گرانش و نه ارزانش. در اینترنت کاویدم چند متن انگلیسی درباره شب یلدا یافتم و چاپ کردم و نشانشان دادم. بازی بیدل کردیم و تمام شد شب یلدای ایرانی در نیمکره جنوبی. اما شادی و لذتش تنها برای ما بود. برای مهمان های خارجی هرچه خواستم از نبرد روشنی و تاریکی در این روز بگویم تاب نیاوردند و این مهمانی برای آنها خاطره ای مبهم از جشنی شاید بی معنی از ایرانیان به یادگار ماند. برای ما اما شب یلدای دوم در سال بود. خوب گذشت.

/ 1 نظر / 7 بازدید