بن کن

گفتی باید بن کن شویم. همان شب که زانویت قرچی صدا کرد تا بلند شدی که چایی یخ کرده اش را عوض کنی. به دیوار تکیه داده بود و  رفته بود توی نخ گلهای دامنت. اصلا انگار صدایت را نشنید. رفتنت را هم ندید. من اما شنیدم. با چشمانی بسته زیر پنو کز کرده بودم و پلک هایم را فشار می دادم تا مگر خوابم ببرد. از اول شب  با اصراری که اصلا به زبان نیاوردی مرا به خوابیدن وا داشتی. من هم آنقدر در این خانه بزرگ شده بودم که از صورت دمغ او و سکوت خسته تو بفهمم موضوع مهمی پیش آمده که در حد و اندازه فکرها و تصمیم های من نیست و فقط می شد از سکوت تو فهمید بوی بلا می آید. بلایی که در همین کلمه کوفتی بن کن خلاصه می شد. و انگار خیلی شوم بود که بعد از آن همه کلمات مبهم و جویده و جدی که بین شما ردو بدل شد، تو آهی کشیدی و گفتی باید بن کن شویم. تمام ٣ سال سواد کتاب های فارسی و کتاب های قصه ام را روی هم گذاشتم و نفهمیدم بن کن یعنی چی که خوابم برد.

بن کن حالا برایم معنی آتش زیر خاکستر می دهد. بوی سکوت رطوبت زده خانه ای در شب های سرد بهمن ماه. بوی بلایی که شبیه بیماری است یا صاعقه ای که به خانه ای می زند و امنیت را از آن می برد. بن کن یعنی یک روز وسط سال وقتی هنوز جدول ضرب را کامل یاد نگرفته بودم بابای مدرسه مرا به خانه آورد و دیدم دو مرد غریبه اسباب های خانه را توی یک کامیون بزرگ طناب پیچ می کنند و پیش از آنکه به فراست گلهای شمعدانی راه پله ها بیفتم با صورتی تکیده و خسته بی آنکه حرفی بزند با مهربانی که در آن عجز و بغض و ترس ریخته بود داخل ماشین سرم داد و تا آمدم به خودم بجنبم تو از  خداحافظی عجولانه ات با صورت هاج و واج زن همسایه فارغ شدی و بعد صدای استارت ماشین و ترس من از پرسیدن و اصلا گم کردن سوال و فرار از جوابهایی که به ذهنم می آمد. بن کن یعنی اصرار برای بقا  در برابر بلایی که نمی شود در باره اش دیگر هیچ وفت پرسید. بن کن یعنی سر فرود آوردن و دوباره تا آنجا که میشود سر بلند کردن وادامه دادن

/ 3 نظر / 2 بازدید
من

inha khaterate khodat nist, ghese minevisi?

من

vaghean mikham bedoonam in khaterate kiye?

بهنامترین

سر فرو آوردن و تا آنجا که می شود سر بلند کردن و ادامه دادن،این رو یه جا توی متنت خوندم،رفتم ،اومدم باز بخونمش هرچی گشتم پیداش نکردم.سلام